کتاب طریق وصال برگرفته از کتاب «المراقبات» تازه‌ترین اثر استاد مرتضی آقاتهرانی ،منتشر شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

پیام استادآقاتهرانی در پی زلزله کرمانشاه

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

مراسم عزاداری پنج شب آخر ماه صفر با سخنرانی استاد مرتضی آقاتهرانی

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

یادداشت
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۵/۱۱/۲۱ | ۱۱:۵۸
  • کد :۱۱۳۶۴
یادداشت | نعمت امام (ره)
گفتاری پیرامون جامعیت شخصیت حضرت امام خمینی (ره)

یادداشت | نعمت امام (ره)

یادداشت | نعمت امام (ره)

یادداشت | نعمت امام (ره)


بسم الله الرحمن الرحیم

  

یكی از نعمت‌های بسيار ارزشمندی كه خداوند به ما و نسل جديد عنايت فرمود، وجود مبارك حضرت امام خمینی (ره) بود. واقعاً هيچ غلو و مبالغه‌ای نيست كه بگوييم حضرت امام مرد مجاهدی بودند که مثل نداشتند، همتا نداشتند و منحصربه‌فرد بودند.

 

يكی از مهم‌ترین ويژگی ايشان جامعيت ايشان بود. ایشان سياست را خوب درك می‌کردند، اولویت‌ها را می‌شناختند و هيچ مسئله‌ای را فدای ديگری نمی‌کردند و همه‌چیز را در جای خود قرار می‌دادند؛ و این عدل امام (ره) بود. حتی در مباحث تدريسیِ ايشان نيز اين عدالت ديده می‌شد. حضرت امام فیلسوف بودند و در قم معروف بودند به «حاج‌آقا روح‌الله حِکَمی»؛ یعنی کسی که حکمت می‌گوید. اما زمانی که مباحثی مانند علم اصول را تدریس می‌کردند کاملاً عامیانه مطرح می‌کردند. علم فقه باید همه‌فهم باشد و ایشان دقیقاً بیانشان در علم اصول فقه عرف‌پسند بود. در حالی که ما اساتید و مراجعی داریم که فیلسوف نیستند، ولی در بیان اصول فقه تمام دلایلشان مثال‌ها و قیاس‌های فلسفی است و به قول ما طلبه‌ها مدرسه‌ای است و اصلاً ارزش ندارد. اما امام در همه‌جا موقعیت‌سنج بودند و مباحث را باهم ترکیب نمی‌کردند. در عرفان، در اخلاق، در فلسفه و حتی در سیاست، همه‌چیز سر جای خودش بود.

 

در مباحث اخلاقِ حضرت امام نیز جامعیت برقرار بود. ما الآن می‌بینیم هر کس که اخلاق می‌گوید، به یک شکل است. مثلاً برای شروع، آسیب‌ها، عوارض و ریشه‌ی یک مشکل روانی و یا اخلاقی را می‌گویند. بعد هم راه‌های پیشگیری و درمان را مطرح می‎کنند و تمام. اما امام این‌طور نبودند. شما کتاب «چهل حدیث» ایشان را اگر نگاه کنید خواهید دید که امام همان‌جا که وارد بحث می‌شوند، همان‌جا هم تکلیف شما را مشخص می‌کنند. مثلاً در بحث تکبر از ابتدا شروع می‌کنند به نهیب زدن که: «ای نفس خبیث نویسنده...»؛ ابتدا به خودشان نهیب می‌زنند و شما را وادار می‌کنند که میزان اعمال خودتان شوید. این روش، روش هر کسی نیست.

 

علایق ایشان هم جامعیت داشته است. امام با کسانی نشست و برخاست می‌کردند که آن‌ها نیز جامعیت داشتند. یکی از این افراد، مرحوم بافقی بودند. ایشان فردی سیاستمدار بودند که به دست رضاشاه به شهادت رسیدند. مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی هم همین‌طور بودند. یک روحانی فیلسوف، فقیه و عارف که دقیقاً امام هم همین‌طور بودند. بنا به همین جامعیتی که ایشان داشتند، زمانی که در حکومت پهلوی، کار سخت شد و امام وارد معرکه شدند، همه ایشان را قبول کردند. هیچ‌کس نبود که امام را قبول نداشته باشد. زبان ایشان بسیار قابل‌فهم و رسا بود و همین که موضوعات سخت و پیچیده را با زبانی عامیانه با مردم در میان می‌گذاشتند، باعث می‌شد همه ایشان را دوست بدارند. با همگان بسیار صمیمی و دوست‌داشتنی برخورد می‌کردند. در حرم بین مردم بودند. به خانه‌ی تک‌تک مراجع سر می‌زدند. برای طلبه‌ها در مدرسه فیضیه جلسه می‌گذاشتند و این ارتباط صمیمی را با همه‌ی اقشار داشتند. همین باعث شده بود که امام محبوب دل همگان باشند. چه خاطره شیرینی در ذهن من است از آن زمان که مرجعیت زمان ما، کسی که واجبات و محرمات را به ما می‌آموزد و توضیح‌المسائلش را ما مطالعه می‌کنیم، حال به اریکه‌ی قدرت تکیه زده است.

 

بعد از انقلاب نیز، تمام دنیا و ابرقدرت‌ها جمع شدند و صدام دیوانه را به جان ایران انداختند. ناگهان صدام در تلویزیون قراردادی را پاره کرد و نقشه‌ی ایران را به هم زد و تقریباً تمام بخش اهواز، آبادان، دزفول و این‌ها را به‌طور کل به عراق ملحق کرد. بعد هم صحبتش را نیمه‌کاره رها کرد و برخاست؛ مصاحبه‌کننده گفت: «آقا صحبتتان نیمه‌کاره ماند» و صدام با قاطعیت پاسخ داد: «فردا ظهر بعد از صرف نهار در تهران، مصاحبه را ادامه خواهم داد.» صدام این‌چنین قاطع بود. چون تمام دنیا پشت او بودند. وقتی هم که ایران بمباران شد، بنی‌صدر با ترس‌ولرز شروع به صحبت کرد. مردم سراسر دل‌شوره و اضطراب بودند و با حرف‌های این آقا بدتر شده بودند. همه می‌گفتند شریان‌های انقلاب را زده‌اند. اما خدا رحمت کند حضرت امام (ره) را؛ صبح آمدند در جایگاهشان در جماران و گفتند: «یک دزدی آمده، یک سنگی انداخته و فرار کرده...» با همین حرف ساده، مردم آرام شدند.

 

امام شعری می‌خواندند و می‌گفتند: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم»؛ امام واقعاً گرفتار خدا بودند. نه فقط در عرفان، بلکه در سیاست هم این‌گونه بودند. امام به‌گونه‌ای جوان‌ها و جامعه را بیدار کردند که دیگر مردن آن‌ها محال است. در لبنان هنوز هم که هنوز است، جوانان حزب‌الله به یاد امام زنده‌اند و افتخار می‌کنند که امام را دوست دارند. الحمدلله بعد از حضرت امام (ره) هم نقشه‌های دشمن نقش بر آب شد و خداوند ما را رها نکرد و به لطف او، ما امام خامنه‌ای را داریم. قدردان و شاکر وجود مقام معظم رهبری باشید و ایشان را برای خودتان داشته باشید.

  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir