کتاب «نظم» استاد آقاتهرانی تجدید چاپ شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

پیام | در پی رحلت آیت‌الله حاج شیخ حسن آقا پهلوانی

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

تهران | درس اخلاق هفتگی

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

اخبار
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۵/۱۲/۱۵ | ۱۴:۲۵
  • کد :۱۱۳۸۴
چرا این‌قدر به دشمن علامت می‌دهیم که نقطه‌ضعف ما کجا است؟!
الآن بعد چهار سال واقعاً اقتصاد ما اقتصاد مقاومتی است که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کردند؟! آیا الآن مسائل بیکاری، تولید و صادرات به سمت حل شدن رفته است؟!

چرا این‌قدر به دشمن علامت می‌دهیم که نقطه‌ضعف ما کجا است؟!

چرا این‌قدر به دشمن علامت می‌دهیم که نقطه‌ضعف ما کجا است؟!

چرا این‌قدر به دشمن علامت می‌دهیم که نقطه‌ضعف ما کجا است؟!


 به سراغ حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری رفتیم و درباره وضعیت سیاسی کشور، ضرورت وحدت نیروهای ارزشی و انقلابی و برنامه‌های نیروهای انقلابی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده با ایشان به گفت‌وگو نشستیم. بخش نخست این گفت‌وگو که در یک روز زمستانی در محل کار حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر آقاتهرانی انجام شد تقدیم می‌شود:

 

رسا ـ تحلیل شما از وضعیت سیاسی کشور چیست، درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری چه نظری دارید با توجه به این‌که فرموده بودید باید کسی انتخاب شود که مردم پشیمان نشوند؟

وضع سیاسی کشور را اگر بخواهیم نگاه کنیم بحمدالله خیلی مسائل جا افتاده است. در وادی سیاست رکن رکین نظام و حاکمیت اسلامی ولایت‌فقیه است. جایگاه ولی‌فقیه در جامعه خوب جا افتاده و رهبر معظم انقلاب در دل همگان جای دارند. حتی برخی که انسان فکر نمی‌کند به ایشان علاقه دارند و نسبت به بیانات و نظرات ایشان حساسیت نشان می‌دهند.

بیرون هم همین‌گونه است و نسبت به کلمه حضرت آقا اعم از دوست و دشمن دقت و تحلیل دارند. یک عده‌ای نظام اسلامی را دوست دارند و عده‌ای هم دوست ندارند یا به دلیل ترویج اسلام هراسی و ایران هراسی از حاکمیت اسلام وحشت دارند؛ البته عده‌ای را هم به غلط انداختند.

ترامپ در صحبت‌های انتخاباتی خود گفت که ما 7 تریلیون دلار در خاورمیانه برای نابودی اسلامی خرج کردیم، به کلینتون همین ایراد را داشت که این همه خرج برای چه انجام شده است؟ نکته بعد این بود که افکار داعش را برای چه درست کرده است؟ این‌ها را درست کردند برای این‌که اسلام بدلی را نشان دهند و بعداً هم به‌گونه‌ای برخورد کنند که همه حالت نفرتی نسبت به اسلام پیدا کنند که واقعاً کارهای این گروه‌ها نفرت‌آور است، هیچ مسلمانی بلکه هیچ اهل کتابی کارهای داعش را نمی‌پذیرد و نمی‌تواند توجیه کند، این‌ها ساخته و پرداخته خود آمریکا است.

چیزی که الحمدلله خوب جا افتاده و در دنیا هم مطرح است بحث مقام ولی است. در اسلام به ویژه شیعه مقام ولایت جایگاه خاصی دارد، حضرت امام روزهای گذشته و این روزها حضرت آقا جایگاه، عظمت و توان کاری این جایگاه را نشان دادند و خیلی خوب پیش رفته است.

نکته دوم مردمی بودن نظام است که این هم به سبب مقام ولی است که مردم را به صحنه می‌کشاند و این برنامه‌های 22 بهمن، روز قدس و برنامه‌هایی که ملی است به ساحت اصل اسلام و انقلاب باز می‌گردد. جمعیت ما میلیونی است و در هر شرایطی اعم از گرما، سرما، برف و باران کوچک و بزرگ و پیر و جوان از مردم در سراسر کشور در صحنه حاضر می‌شوند.

 در حالی که ممکن است مردم نقدهایی به دولت، مجلس و قضایی داشته باشند، اما به اصل نظام که می‌رسد با قوت در صحنه حاضر می‌شوند، نظام دو پایگاه جدی یعنی ولایت و مردمی بودن را دارند که همه به آن اذعان می‌کنند، با نگاهی کوتاه می‌بینیم که هر دوی آن‌ها با اقتدار خوب جلو آمده و امیدواریم که بیش از پیش جواب دهد.

 

رسا ـ وضعیت همگرایی بین گروه‌های سیاسی را چگونه می‌بیند؟ با توجه به این‌که در حال حاضر مردم از مشکلات اقتصادی رنج می‌برند و اخیراً رهبر معظم انقلاب هم دراین‌باره تذکراتی به مسئولان دادند.

واقعاً تأسف‌آور است که وقتی هر دولتی می‌آید تا چند وقت کارش این می‌شود که دولت قبل را بکوبد و هر چیزی می‌شود بگوید که تقصیر آن‌ها است. بالاخره تا چند وقت می‌شود این حرف‌ها را زد؟! در آخر می‌گویند خود این دولت چه‌کار کرده است، این بسیار بد است. بالاخره حاکمیت الآن در دست آن‌ها قرار دارد و فرصت‌هایی وجود دارد. البته جاهایی هم هست که برخی کارها را نمی‌شود انجام داد.

افرادی که می‌خواهند بیایند خوب است که ابتدا خودشان پژوهش و برنامه‌ای داشته باشند تا بدانند اوضاع چگونه است که اگر وعده ‌و وعیدی به مردم می‌دهند تحقق پیدا کند. این‌گونه نباشد که بگویند صدروزه اقتصاد را درست می‌کنیم و بعد خودشان ببینند که نمی‌شود. مثلاً در زمینه هسته‌ای گفتند که تحریم‌ها ما را نابود کرده و اگر هسته‌ای را برداریم فلان می‌شود؛ یعنی در واقع خودزنی کردیم که غلط است.

برای چه این‌قدر باید به دشمن علی‌الدوام علامت می‌دادیم که نقطه‌ضعف ما کجا است؟ آن‌ها هم مسئله را می‌گیرند و بعداً سفت پای مواضع می‌ایستند و در آخر هم می‌بینیم که جواب نداد. الآن بعد چهار سال واقعاً اقتصاد ما اقتصاد مقاومتی است که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کردند؟! آیا الآن مسائل بیکاری، تولید و صادرات به سمت حل شدن رفته است؟! آیا صادرات و واردات نظام خاص خود را پیدا کرده که مواد اولیه ندهیم و چیزهای بنجل و تزئینی وارد نکنیم؟! بالاخره هر دولتی می‌آید و می‌رود.

بچه‌های حوزه علمیه قم یک کار جالبی انجام می‌دهند و مجلس‌های قبلی و فعلی را بررسی می‌کنند. طرح‌ها و لوایح این مجالس را با یکدیگر مقایسه می‌کنند و سمیناری چندروزه در قم می‌گذارند که بنده هم در آن شرکت کردم و کار بسیار زیبایی است. خوب است درباره دولت‌ها هم همین کار انجام شود و با محاسبات درست عملکردها بررسی شود.

گاهی کار سیاسی می‌شود و حرف حق آدم هم زیر پا می‌رود؛ نباید این‌گونه باشد. البته شاید خود دولت‌ها باید از چنین چیزی استقبال کنند. بر اساس روایات بهترین دوستداران نظام و دولت کسانی هستند که بتوانند نقدهای خوب انجام دهند، اما متأسفانه ما بدمان می‌آید. دولت‌ها وقتی مستقر می‌شوند نخستین کاری که می‌کنند این است هرکس نسبت به آن‌ها نقدی دارد را برمی‌دارند و بیکارشان می‌کنند تا افراد خاصی را بیاورند که آدم‌های خودشان هستند.

گاهی ممکن است گفته شود که این‌ها را می‌آورند که کارها را انجام دهند، اما آن‌طرف هم هست که معمولاً یک مشت افراد چاپلوس سرکار می‌آیند و نمی‌گذارند که انسان بفهمد نقد کار چیست؟ یعنی اصلاً نمی‌گذارند که انسان متوجه شود و این عیب کار است. اگر با بررسی و محاسبات و معادلات بهتری جلو می‌رفتیم خیلی بهتر بود.

الآن گاهی اوقات در ریاست جمهوری کسی رأی می‌آورد که خودش هم احتمال نمی‌داده است. فکر می‌کنم که خود آقای روحانی هم احتمال نمی‌داد که رئیس‌جمهور شود! به نظرم این مسئله را نیز خود او در جایی بیان کرده بود. خب وقتی چنین شخصی رئیس‌جمهور می‌شود چه برنامه‌ای دارد؟ وقتی فکر نکرده و خلق‌الساعه یک‌هو آمده و رأی آورده، چه‌کاری می‌تواند بکند و چه توقعی می‌توان از او داشت؟! بنابراین باید بهتر و بیشتر فکر کرد و برای کار برنامه داشت.

در انتخابات هم همین‌گونه است. گاهی منتظر می‌شوند تا شب انتخابات که چه کسانی می‌آیند و در مناظره فردی شخص دیگر را بزند و همه به او رأی می‌دهند. باید به جامعه بصیرت بیشتری در این جهات داده شود. ما باید با بصیرت عمل کنیم، مردم، دولت و قوای دیگر باید این‌چنین باشند. این کافی نیست که به حد نصاب قانع شویم. حد نصاب و افراد را شورای نگهبان مشخص می‌کند، اما این دلیل نمی‌شود که این‌ها بهترین هستند. از این رو در انتخاب باید به سمت اصلح رفت. اگر به سخنان رهبر معظم انقلاب و حتی اگر به آیات و روایات نظر داشته باشیم می‌بینیم که انسان را به سمت بهترین راهنمایی می‌کنند.

وقتی بهترین باشد باید بهترین‌ها هم به فکر باشند و آمادگی پیدا کرده و برنامه‌ریزی کنند؛ اما متأسفانه این‌ها نیست، در حالی که دشمنان انقلاب این‌کارها را می‌کنند. ما خیال می‌کنیم ترامپ همین‌جوری آمد، اما این‌گونه نیست و واقعاً جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها کار می‌کنند و برنامه دارند و معلوم می‌کنند چگونه باید جلو بروند. کارها باید با تدبیر بهتر انجام شود، انقلاب باید انقلابی واقعاً اسلامی باشد و همه باید به این سمت حرکت کنیم و بهتر از اسلام جایی پیدا نمی‌شود.

 

رسا ـ یکی از مسائلی که رهبر انقلاب بارها بر آن تأکید کردند مسئله انقلابی بودن است،  ایشان فرمودند اگر قرار است تقسیم‌بندی باشد باید به‌صورت انقلابی و غیرانقلابی باشد، بفرمایید با توجه به تأکیدات رهبری چه ضرورتی دارد که نیروهای دلسوز و انقلابی به وحدت برسند تا مشکلات کشور را حل کرده و حاکمیت به دست نیروهای غیرانقلابی نیفتد؟

این بیان حضرت آقا کاملا درست است. این تقسیم‌بندی‌ها  همانند چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب آرام‌آرام در بین مردم ترویج می‌شود و جا می‌افتد و همه آن را به کار می‌برند، اما اصل انقلاب است و ما انقلاب کردیم. انقلابی‌ها کجا هستند و تعریف انقلابی بودن چیست؟ کسانی که انقلاب را راه انداختند چه کسانی بودند؟

غالب نسل اول انقلابی‌ها شهید شده، جانباز و آزاده هستند و کسانی که از آن‌ها ماندند در سنین بالایی قرار دارند و شاید از نظر جسمی توان بالایی نداشته باشند. این دوره نخست بود که این افراد در خیابان‌ها جلوی دشمن ایستادند و 19 دی و 22 بهمن را شکل دادند. این افراد همه‌جا درگیر بودند و منحصر به تهران نبود. 19 دی را مردم قم و 29 بهمن را مردم آذربایجان رقم زدند که اگر نبود انقلاب وجود نداشت. آن زمان انقلاب خیلی برای جوانان جا نیفتاده بود و به اندازه‌ای بود که سال 42 حضرت امام در 15 خرداد قیام کردند و عده‌ای شهید شدند. بعد هم امام را زندان و تبعید کردند تا ارتباط امام را با جوانان قطع کردند.

زمانی که وارد حوزه شدیم چیزی که از انقلاب مطرح بود این بود که 15 خرداد به 15 خرداد در مدرسه فیضیه طلاب بعد از نماز آیت‌الله اراکی شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی می‌دادند و بیش از این نمی‌توانستند جلو بروند، اما بعد از نماز طلاب را می‌گرفتند و به قصد کشت می‌زدند و آن‌ها را به شهربانی و مکان‌های دیگر منتقل می‌کردند. سپس آن‌ها را آرام‌آرام آزاد می‌کردند تا بتوانند خط‌های اصلی را بگیرند.

در تشییع جنازه یکی از علمای قم طلاب جلوی فیضیه شعارهای انقلابی دادند و به همین دلیل یک سال در فیضیه را بستند. مجدداً هر زمان 15 خرداد می‌شد طلاب اگر در فیضیه باز بود در آنجا و اگر نبود در مسجد فاطمیه که مرحوم آیت‌الله بهجت در آن نماز می‌خواندند شعار می‌دادند. کم‌کم این کار به حرم هم سرایت کرد و طلاب دور ضریح می‌چرخیدند و شعار می‌دادند، تا زمانی که در حرم بود کسی جرئت تعرض نمی‌کرد. اما در کمین می‌ماندند و در زمان خروج آن‌ها را دستگیر می‌کردند؛ انقلابیان آن زمان افراد کتک‌خورده و زندان رفته هستند.

وقتی که انقلاب پیروز شد بحث درگیری با صدام پیش آمد و جنگ مطرح شد. انقلابیون باز هم در عرصه جنگ خود را خوب نشان دادند. البته همان زمان هم عده‌ای این‌کاره نبودند و شاید در خارج حضور داشتند و نبودند، اما تقسیم‌بندی وجود داشت. بعد از جنگ هم بحث‌های دیگری همانند انتخابات پیش آمد و همان کسانی که نقش‌های اولیه را داشتند، احساس مسؤولیت و وظیفه می‌کردند و می‌آمدند که رأی بدهند یا رأی بخواهند، مردم را هدایت کنند، توجه بدهند و مخالفت و موافقت‌های لازم را داشته باشند تا مجلس، خبرگان و دولت خوبی داشته باشیم.

برخی می‌توانستند کاری انجام دهند و برخی هم این توانایی را نداشتند و هنوز هم این‌گونه است. الآن هم در جامعه و هم در کار افراد انقلابی هستند  و خدمت می‌کنند و مردم معمولاً از آن‌ها رضایت دارند؛ چون اهل کار و تعهد بوده و نسبت به اسلام و انقلاب علاقه دارند. از این‌ها کمتر افراد اختلاس‌گر، رانت‌خوار و ویژه‌خوار دیده می‌شود؛ یا نیست یا اگر هم باشد تحت تأثیر نفسانیت قرار گرفته و مبتلا شده است.

بین نسل‌های بعدی هم انقلابیون هستند. مسائل را درک می‌کنند و حتی برای ولی‌فقیه جان می‌دهند و حاضر هستند برای نظام اسلامی همه‌چیز را فدا کنند و در این مسیر پول خرج کرده و آبرو می‌دهند. این‌گونه افراد هنوز هم هستند، اما شکل کار عوض شده است. آن زمان به جبهه می‌رفتیم و الآن به آن صورت جبهه نیست و جبهه‌ای دیگر باز شده است. جبهه‌ای که اخیر باز شده با جبهه‌های دیگر بسیار فرق دارد و سخت‌تر است. آن جبهه به‌گونه‌ای بود که اگر انسان می‌خواست برود چند روزی برای تمرین می‌رفت و در جبهه شرکت می‌کرد و در کل کار راحتی بود و هرکسی برای خود جایی پیدا و خدمت می‌کرد. اما کار فرهنگی این‌گونه نبوده و بسیار سخت است.

وقتی کار به شکل نرم‌افزاری شد، آن‌وقت آدمِ خود را می‌خواهد. اینجا است که افراد باید بسیار دنبال باشند و مسئله با یک روز و دو روز همانند آموزش زمان جنگ نیست که نسبت به الآن راحت باشد. در زمان جنگ در برابر دشمن ایستادن راحت‌تر بود و نفسانیت خیلی کم وجود داشت و شیطان نمی‌توانست در جبهه بیاید. بالاخره افراد می‌دیدند که دشمن پشت سر هم و مداوم آتش می‌ریزد و کشور را مورد حمله قرار می‌دهد. از این رو زمینه نفسانیت وجود نداشت. مثلا وقتی حسین خرازی در جبهه کارت خود را همراه نداشت و یک بسیجی او را راه نمی‌داد شب در بیرون تا صبح می‌خوابید تا یکی او را بشناسد و بتواند داخل برود. اما اصلاً چیزی نمی‌گفت و درگیر نمی‌شد. بلکه بر این عقیده بود این مسائل مهم نیست و آمده‌ایم که همه‌چیز خود را بدهیم.

آن زمان این‌گونه بود؛ اما الآن این‌طور نیست. وقتی که بحث نرم‌افزاری می‌شود، اولاً کار سخت می‌شود و شیاطین حضور پیدا می‌کنند. بعد هم برخی برای مقام، شهرت و پول می‌آیند و نگاه می‌کنیم و می‌بینیم اسم اسلامی دارد، اما از اسلام خبری نیست. از این رو مشکل می‌شود که در ادارات، بازار، وزارتخانه‌ها، مجلس و قوه قضائیه بخواهند دقیقاً انقلابی عمل کنند. بسیار مشکل می‌شود و پیچیدگی خاص خود را دارد.

متأسفانه در این جهات خیلی کار نشده و بخشی از آن به ما طلبه‌ها برمی‌گردد. حوزه‌های علمیه باید زمینه‌های این مباحث را باز کنند که آیا اسلام پاسخگوی این حرف‌ها هست یا خیر؟! برخی می‌گویند اسلام دین اقلی است و مسائلی همچون اقتصاد و سیاست به اسلام مربوط نمی‌شود و اسلام دینی محدود است که احکام جزئیه فرعیه در حد طهارت و نجاست، نماز و یک ارتباط با خدا دارد. عده‌ای این را مطرح می‌کنند که با جوهره اسلام سازگاری ندارد، اگر به زندگانی اهل‌بیت (ع) نگاه شود اصلاً این‌گونه نبودند. آیا می‌توان بدون در نظر گرفتن سیاست جریان قیام امام حسین (ع) را تبیین کرد؟ مگر می‌توان این مسائل را انکار کرد؟ بخشی وسیعی از مباحث موضوع مکاسب محرمه است که مربوط به اقتصاد می‌شود. اسلام درباره این مسائل حرف دارد که حوزه و روحانیت باید در این مسائل به‌صورت به روز پاسخگوی جامعه باشد. با این سفره وسیعی که حضرت امام جلوی حوزه و طلاب پهن کرده است حوزه‌ها موظف می‌شوند که در پاسخگویی به نیازهای جدی انقلاب و مردم انقلابی باشند و انقلابی عمل کنند.

 

رسا ـ تعریف شما از انقلابی بودن چیست؟

آنچه که گمشده اصلی ما به شمار می‌رود اسلام ناب محمدی است که ما باید به آن برسیم. الآن به آن نرسیدیم و اگر بگوییم رسیدیم نادرست است. شروع کردیم و طاغوت زمان را بیرون انداختیم و کارهایی انجام دادیم، اما همه کار نیست؛ باید در این جهت حوزه در فعالیت‌ها ورود کند.

در درس‌های ما هم باید انقلاب جدیدی ایجاد شود و نیازمند تحول جدی است. در قدیم سؤالاتی که از یک روحانی می‌کردند در حد احکام جزئیه فرعیه همانند شکیات و نماز مسافر بود، اما الآن این مسائل مطرح نبوده و در اصل خدا تردید می‌کنند. البته بیرون هم با ایجاد و القای شبهات بسیار کار کرده و اصل خدا، پیامبر، قرآن و نبوت را انکار می‌کنند و همه این‌ها را می‌زنند که حوزه باید پاسخگو باشد.

ابتدا نیازمند تحول جدی در علومی هستیم که یک طلبه می‌آموزد و می‌خواهد اجتهاد پیدا کند و درگیر مسائل شود، نه این‌که رد شده و جامعه را به حال خود بگذارد. جامعه به حوزه نیاز دارد و حوزه باید پاسخگو باشد، اگر دیدند که ما هنوز که هنوز است در صدسال پیش زندگی می‌کنیم و پاسخگو نیستیم، مردم ما را کنار می‌گذارند. نباید به‌گونه‌ای باشد که ما آنچه مردم نیاز دارند را بلد نباشیم و آنچه که ما بلد هستیم، آن‌ها نیاز نداشته باشند. اول باید انقلابی در خود برنامه‌های حوزوی داشته باشیم، معنای انقلابی معلوم است یعنی به وضع موجود اکتفا نکنیم و خیال نکنیم چیزی که هست همه‌چیز به شمار می‌رود.

 

رسا ـ از نظر شما فرد انقلابی به چه کسی گفته می‌شود؟

 فرد انقلابی کسی است که این حالت در او وجود دارد و دنبال این است که بهترین گزینه و راه را انتخاب کند و پای آن بایستد و آن را به نتیجه برساند.

 

رسا ـ شاخص‌ها را چگونه تعیین کنیم؟

ببینید الآن کسی که طرح هجرت می‌رود نمی‌دانم آیا شده که بررسی کنند که سؤالات و نیازهای مردم از آنان چیست تا بدانند چه‌کاری باید انجام دهند؟! ابتدا باید نیازسنجی کنیم تا مردم بدانند چه می‌خواهند؟ به‌عنوان‌مثال در رشته اخلاق باید تعریف، اصول، قواعد، مسائل، احکام آن مشخص و بررسی شود که اخلاق در چه ساحت‌هایی مطرح است و آیا مجلس و مسئولان اخلاق می‌خواهند یا نه؟ وقتی عمیق می‌شویم می‌بینیم که بسیاری از سؤالات وجود دارد که بی‌پاسخ است و باید روی آن‌ها کار شود.

طلبه انقلابی کسی است که دنبال جواب سؤال‌ها باشد تا به مردم ارائه کند. حضرت امام به مردم وعده دادند که اسلام ناب محمدی را داریم و از راه فقه جواهری مسائل را حل می‌کنیم. وقتی بزرگ ما این وعده را داد ما باید دنبال آن باشیم. در جریان انقلاب کمونیست‌ها که زندانی بودند وقتی زندان‌ها شکسته شد آن‌ها هم به‌عنوان معارض با طاغوت ایستادند، ولی وقتی حکومت شکل گرفت، آن‌ها سهم‌خواهی کردند. امام فرمودند که به رفراندوم می‌گذاریم و جمهوری اسلامی با بیش از 98 درصد رأی آورد.

آن‌ها جلو آمدند که حضرت امام فرمودند با آن‌ها مناظره کنید تا قانع شوند. اگر در همین زمینه مثلاً اصول دیالکتیک را ندانیم چگونه می‌توانیم مناظره انجام دهیم؟ آن زمان مرحوم شهید بهشتی اعلام آمادگی کردند که با توده‌ای‌ها بحث کنند. حضرت علامه آیت‌الله مصباح حاضر شدند با احسان طبری بحث ایدئولوژی کنند. حالا اگر این افراد نبودند باید چه‌کار می‌کردیم؟ آیا چنین چیزهایی از حوزه درمی‌آید؟ چنین چیزی در حوزه نبود و افراد این‌چنین خود دغدغه داشتند و به دنبال آن رفتند.

یک زمانی مرحوم علامه طباطبایی به زحمت فلسفه را در حوزه وارد کرد و اصلاً قبول نمی‌کردند. همچنین ایشان تفسیر را هم به زحمت وارد کردند چون برخی می‌گفتند مگر تفسیر، علم است؛ علامه دو کار بزرگ انجام داد که ورود فلسفه و تفسیر به حوزه بود و به همین دلیل شاگردان ایشان مفسر و فیلسوف هستند. آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله مصباح و آیت‌الله مطهری این‌گونه هستند. این در حالی است که چنین موضوعاتی در حوزه نبوده و فقط اصول و فقه کار می‌کردند.

نیاز امروز ما با نیاز دیروز بسیار متفاوت است، وقتی جوان با کوله‌باری از شبهات مواجه می‌شود ما باید پاسخ دهیم. برای پاسخگویی به نیازها نیازمند روحیه انقلابی هستیم که انسان ابتدا دنبال چنین چیزی باشد، وگرنه به وضع موجود بسنده می‌کنیم و می‌گوییم همین خوب است و هیچ‌کس حاضر نیست روی مین برود و همه می‌گویند دیگران بروند ببینیم چه می‌شود.

در یکی از عملیات‌ها با مرحوم شهید حسین خرازی ما را جایی بردند و اعلام کردند برای عملیات عده‌ای را می‌خواهیم که روی مین بروند و خط را بشکنند، شهید خرازی در لشکر اعلام کرده که چه کسی حاضر است روی مین برود و ما 30 نفر می‌خواهیم اما 300 نفر از رزمندگان اعلام آمادگی کردند، امروز هم عده‌ای باید مرد کار باشند و از هیچ‌چیز نترسند بلکه فقط نگاه کنند که خداوند چه می‌خواهد و وظیفه و تکلیف چیست.

وقتی امام و ولی فرمود خط باید شکسته شود باید جلو رفت نه این‌که بنشنیم و حساب‌وکتاب و دودوتاچهارتا کنیم، یکی از شاخصه‌های انسان انقلابی مجاهد بودن است یعنی وقتی به این رسید که چه تکلیفی دارد به‌صورت جدی پای‌کار می‌ایستد و شوخی نمی‌کند، برای انجام وظیفه جلو می‌آید و برنده خواهد شد حال می‌خواهد هر داستانی باشد.

حوزه هم باید این‌گونه باشند که با حفظ احترام و حرمت همه قبلی‌ها و کارهایی که شده جای خود اما باید بررسی کند الآن واقعاً چه باید کرد که همه دنیا نسبت به اسلام اقبال دارد،  بیداری اسلامی منحصر به خاورمیانه نیست بلکه همه‌جا حتی اروپا و جاهای دیگر این اقبال وجود دارد، وقتی ترامپ کمی نشان می‌دهد که فاشیست است دنیا علیه او به پا می‌خیزد، بسیاری از این افراد مسلمان هم نیستند؛ اگر انقلاب بتواند درست جلو رود، به‌راحتی اسلام را می‌پذیرند، بنده حدود 10 سال بیرون از کشور بودم و دیدم که آمادگی برای پذیرش اسلام 100 درصد است منتهی ما برنامه نداریم، برخی که اصلاً قبول ندارند، برخی که قبول دارند کاری نمی‌کنند و فقط عده کمی دغدغه دارند و حرص می‌خورند که نباید این‌گونه باشد.


منبع : خبرگزاری رسا
  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir