کتاب طریق وصال برگرفته از کتاب «المراقبات» تازه‌ترین اثر استاد مرتضی آقاتهرانی ،منتشر شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

پیام تسلیت درپی رحلت آیت الله حائری شیرازی (ره)

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

مراسم عزاداری پنج شب آخر ماه صفر با سخنرانی استاد مرتضی آقاتهرانی

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

یادداشت
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۶/۰۹/۰۵ | ۲۰:۵۵
  • کد :۱۱۴۱۱
یادداشتی کوتاه درباره مرحوم ایت الله سعادت پرور
آيت الله حاج شيخ علي آقا سعادت پرور، بیدار طریقت بود

یادداشتی کوتاه درباره مرحوم ایت الله سعادت پرور

یادداشتی کوتاه درباره مرحوم ایت الله سعادت پرور

یادداشتی کوتاه درباره مرحوم ایت الله سعادت پرور


«علامه مصباح فرمودند:« آيت الله حاج شيخ علي آقا سعادت پرور، بیدار طریقت بود

نام شريف آيت الله حاج شيخ علي آقا سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)، براي همه طلا‌ب 60، 50 سال پيش مدرسه حجتيه كاملا‌ًشناخته شده بود.

برنامه‌هاي دعاي ندبه هر صبح جمعه ايشان، با بي‌پيرايه‌ترين شكل خود، پس از‌صحبت‌هاي حضرت استاد حاج شيخ عبدالعلي تهراني پدر حضرات آيات آقامرتضي و آقا مجتبي تهراني همه علا‌قه‌مندان به درگاه ولي‌عصر ارواحنافداه را صيقل دل بود.

آيت‌الله مظاهري دامت‌بركاته الشريف مي‌فرمود: براي برنامه‌هاي حضرت ولي عصر(عج) ارواحنافداه، حاج شيخ علي‌آقا از هر چيز مي‌گذشت، ياد دارم كه در مدرسه حجتيه درب حجره هاي آقايان طلا‌ب را مي‌زد و از اين و آن براي راه‌اندازي خرج دعا، قند، چاي و صبحانه، پول جمع مي‌كرد.

مرحوم حاج شيخ علي‌آقاي عزيز سلا‌م‌الله‌عليه مي‌فرمود: «من و آقاي مصباح چون دو كبوتر يك برجه بوديم. هر كجا ايشان را مي‌ديدند بنده تداعی مي‌شدم و هر كجا مرا مي‌ديدند او تداعی مي‌شد.»

اين نكته را از ديگر اساتيد نيز شنيده‌ام.اين ها مربوط به دوره‌هاي دور دست بودكه ما حتي وجود خارجي نداشته‌ايم.

پيش از سفر به خارج ساليان دراز بود كه هر گاه از آيت الله مصباح سراغ استادي رامي‌گرفتم، ايشان را معرفي مي‌فرمودند.

پس از بازگشت به ايران ، آشنايي و بهره‌گيري از وجود مبارك و معنوي حاج شيخ علي سعادت پرور رضوان الله عليه،لطف ارزنده ی الهي به بنده بود. از خداوند به كمتراز هم‌جواري با اهل‌بيت سلا‌م‌الله عليهم برايشان درخواستي ندارم.

اولين ديدار با ايشان به اين شكل بود كه خود را از جانب استاد مصباح به ايشان معرفي كردم. البته عنايت خاص ايشان به حضرت استاد شامل بنده نيز شد. درخواست رفت و آمد كردم و ايشان پذيرفتند.

البته گويا بعد از آن جلسه ، يك دوره كتاب‌ جمال آفتاب را به بنده امانت دادند كه خدمت آيت الله مصباح يزدي ارائه دهم و چنين شد.

دستورات صائب، كارا و جاندار ايشان هر شاگردي را به وجد مي‌آورد. گو اين‌كه هر بار نكاتي در حول و حوش همان سطح دستور و ذكر داشتند كه گوياي شايستگي حضرت استاد بود. چندين بار طرز راهبرد و راه‌كار تربيتي ايشان را خدمت آيت الله مصباح يزدي عرضه داشتم و شيوه تحسين‌برانگيزشان را ستودم؛ ايشان فرمودند: «جناب حاج شيخ علي آقا مردي است كه راه را خود طي كرده و طريق را كوبيده است. او بيدار راه است كه خود حدود 50ـــ40 سال در اين جهت تلا‌ش كرده و بسياري را تربيت كرده‌اند.»

برايم هيچ ابهامي در سير نبود.

وعده ديدار و هجران يار :

پس از ماه مبارك رمضان ملا‌قات ديگري حاصل شد. به محضر شريفشان بايد وقت مي‌گرفتم. با حجت الا‌سلا‌م و المسلمين آقاابوالفضل ، فرزند گرامي‌شان تماس گرفتم. قرار شد روز پنج‌شنبه( 5/9/1383) 11 شوال 1425 ساعت 9 صبح خدمت استاد برسم.

دقايقي به 9 مانده بود به خانه ايشان رسيدم و در زدم. در باز شد و دامادشان حجت الا‌سلا‌م و المسلمين آقاي شيرازي را ديدم، سلا‌م و عليك ُكرديم ، پرسيدند با آقا قرار داريد؟‌گفتم بله، گفتند: آقا رفتند. كجا رفتند؟ ناگهان اشك از چشمانشان سرازير شد. گفتم: آقا چرا همچين مي‌كني؟ آقا كجا هستند؟ گفت:‌داخل اطاق. وارد شدم. ديدم فرزندشان پايين پاي آقا و آقا روبه قبله به خواب ابدي فرو رفته‌اند. صورتشان چون هميشه اما جدي، آن لبخند‌ها و تبسم‌هاي ديدني بر لب مباركش نبود. راه و طريقي جدي را طي فرموده بود.

والسلا‌م عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيا

يكي از دوستان نقل مي ُكند: ديشب (شب قبل از رحلت) در جلسه دوستانه، آقا فرموده‌ بودند كه فردا با فلا‌ني برنامه ملا‌قات دارم. به او چيزهايي خواهم گفت كه تا به حال نگفته‌ام.

گفت از خود ببرد، هر كه وصالم طلبد
ما به اميد وي از خويش بريديم و برفت

صورت او به لطا‌فت، اثر صنع خداست
ما به رويش نظري سير نديديم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و افغان كرديم
كاي دريغا! به وداعش نرسيديم و برفت

 

به مناسبت سالروز رحلت عالم ربّانی آیت الله شیخ علی سعادت پرور (پهلوانی)

مرتضی آقاتهرانی

1396/09/05

  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir