کتاب «نظم» استاد آقاتهرانی تجدید چاپ شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

بازنشر| روز مباهله روز اهل بیت

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

برنامه دهه اول محرم 1439

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

دریچه معرفت
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۳/۰۵/۱۲ | ۹:۴۱
  • کد :۱۰۸۳۵
دل‌مشغولي هاي مرا تو خود کفايت کن! روشن است که همت انسان به سمت چيزي است که انسان را به خود مشغول داشته است

عوامل مؤثر بر دل مشغولی

عوامل مؤثر بر دل مشغولی

عوامل مؤثر بر دل مشغولی


«اللهم صل علي محمد و آله»، «واکفني ما يشغلني الاهتمام به!».

از درگاه خداوند متعال حضرت امام سجاد (ع) درخواستي دارند که «وَ اكْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الِاهْتِمَامُ بِهِ،»[1]دل‌مشغولي هاي مرا تو خود کفايت کن! روشن است که همت انسان به سمت چيزي است که انسان را به خود مشغول داشته است. ولي چه چيزي است که موجب دل‌مشغولي انسان مي‌شود؟

در پاسخ بايد گفت امور مختلفي دل انسان را به خود مشغول مي دارد:

1. دنيا: انسان‌هاي عادي، دل‌مشغولي‌شان به چيزهايي است که لذائذ زندگي آن را فراهم ساخته و بتواند نيازهاي آن‌ها را تأمين کند و بيش از هر چه آن‌ها را از خطرهاي مادي به دور دارد. در واقع همه همت آن‌ها فقط مصروف به امور دنيوي آن‌ها است. اين‌ها با ديدي سطحي نگرانه به نيازهاي مادي و لذت کوتاه مدت خود می نگرند. آینده نگری، لذت بی نهایت و فکر جلوگيري از خطرات در آن ها نیست. آن ها دم بین و حسی نگرند. نه تنها از ابزار دل مشغولي هاي دنيا اجتناب نمی کنند که خودشان در تلاشند که برای خود و اهل و عیالشان دل‌مشغولي و سرگرمي فراهم سازند. آن ها گذران زندگي را به همين اشتغالات دانسته و خود را به آن مشغول مي‌دارند، تا که اين دو روزه اين‌طور بگذرد. اين است که هر روز و ساعتي براي خود برنامه‌اي دل پذیر فراهم می کنند. گاه به تفريح، شب نشینی، به بازي، تفرج، فیلم، سينما،... و اگر نشد حتي به ديدن کارتن روي مي‌آورند. در کلام خداوند متعال آمده که «انما الحيوه الدنيا لعب و لهو ...»[2] تنها زندگی دنیا بازی و وقت کشي است. «اعلموا انما الحيوه الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد... و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور»[3] بدانيد که تنها زندگي دنيا بازي، وقت کشي کردن، خودآرائي، فخر فروشي بين يکديگر، مال اندوزي، و تکثير اولاد است... و زندگي دنيا تنها بهره اي گول زنک بيش نيست. «و ما هذه الحيوه الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهي  الحيوان لو کانوا یعلمون.»[4] نيست زندگي دنيا مگر وقت‌کشي و بازي و تنها دار آخرت زندگاني است اگر بدانيد.

2. جاذبه‌هاي متضاد دنيا و آخرت: گروه ديگر کساني هستند که توجه يافته‌اند که انسان زندگي ديگري نيز دارد که بايد به آن رسيد و آن زندگي حقيقي است و تلاشي مي‌طلبد، منتها در حالت جنگ و گريز داخلي جذبه دنيا و ايمان به آخرت گرفتار شده‌اند. کلام الله مجيد اين‌ها را اين گونه توصيف فرمود که «خلطوا عملا صالحا و آخر سيئا»[5] اين‌ها گاه عمل صالح و گاه گناهان را با هم مخلوط کرده‌اند. در اين درگيري، گاه به اين طرف و گاه به آن طرف گرايش مي‌يابند. اين‌ها هر گاه به آخرت مي‌نگرند که «و للآخره خير و ابقي»[6] آخرت بهتر و باقی تر است، به آن اشتياق يافته و دعا مي‌کنند که خداوند آن‌ها را از دنيا و آن چه باعث دل‌مشغولي به آن است دور بدارد. چرا که مي‌بينند آن‌ها در برابر دنيا نمي‌توانند مقاومت کنند پناه به خدا از دنيا مي‌برند که از آخرت به اين دنيا مشغول نشوند.

3. آخرت: کساني که هدف اصلي‌ آن‌ها آخرت است آن‌ها فرهيخته‌گاني هستند که درک کرده‌اند که زندگي حقيقي آن جا است. آن‌ها دانسته‌ و باور دارند که اين دنيا مقدمه آخرت است «الدنيا مزرعه الاخره» دنيا مزرعه آخرت است. اين‌ها هدف را باور کرده و هيچ چيز را در عرض آن نپذيرفته‌اند که آن‌ها تمام سعي خود را بر اين قرار داده‌اند. که خودشان را به سمت آخرت جهت ‌دهند. در واقع اين دنيا براي آن‌ها ابزاري براي آخرت شده است. بي‌شک، زندگي در اين دنيا خواه ناخواه لوازمي دارد، بالأخره براي زنده‌ ماندن، نياز به لباس، خانه‌، تجارت، کار، شغل و... دارند. گرچه اين‌ها را براي آخرت مي‌خواهند ولي دو دسته از امور ذهن مشغولي بر ايشان خواهد داشت که آن‌ها عبارتند از:

الف) تلاش‌هاي ضروري و طبيعي که از آن جاي فرار نيست. چون شغل، کار، زن، تربيت فرزند، درد، سلامت و...

ب) تلاش‌هاي غيرضروري، که براي بسياري از مردم اتفاق مي‌افتد.

مثلاً براي اين که شغلي بيايد. و به کشاورزی و زراعت پردازد. آبياري کرده، مبارزه با آفات کند، دو صورت دارد که گاه کار و مقدماتش به آساني انجام مي‌گيرد. او به یک کارگر مناسبی برخورد مي کند که امین است و کاری ولی گاه کار به گره می افتد. کم نشده به سرعت و به موقع باران مي‌بارد. گاه همين باريدن باران همه چيز او را به هم مي‌ريزد. اين‌ها باعث دل مشغولي زايد مي‌شود. گاه با یک درخواست در طي 2 دقيقه زن مي‌گيرد و گاه تا 20 بار خواستگاري کرده و آخرالامر ناراضی است.

دلش مشغول و گرفتار است. اين کسي که دعا مي‌کند. او مي‌گويد «رب يسر و لا تعسر» بيل مي‌زنم، ولي خدايا اين کار مبادا که از من حال‌گيري کند.

4. خداوند متعال: دل مشغولي کاملان تنها خداوند متعال است. در همان وقت که در تلاشند تا که کارهاي ضروري به انجام رسد ولي مع‌الوصف اين‌ها او را به‌خود مشغول نمي‌دارد. او بيل و کلنگ مي‌زند، اما در همان حال آثار الهي را تماشا مي‌کند. سلامتي، ‌بيماري، جنگ، امنیت، فقر، دارايي، عزت، خفت، همه و همه براي او معنادار است. او در هر مقام به تماشاي او و دیدار یار از طریق آيات آفاقی و انفسی اش اشتغال دارد که تنها او را ديده و به هيچ چيز غیر او مشغول نمي‌شود.

 

ارتباط بیان امام با این چهار گروه:

1. آن‌ها که فقط هدفشان دنيا است، دل‌مشغولي مزاحم آن‌ها چيزهايي است که آن ها را از لذت دنيا باز بدارد. بنابراين، هميشه سعي مي‌کنند که از رنج های دنيا بگريزند و وسائل خوش و راحتي براي خود فراهم سازند و اگر مشکلات و مصائبي براي آن‌ها پيش آمده باشد با سرگرمی ها خود را مشغول دارند. و يا با مسکرات و مخدرات پيداست که اين اشخاص مورد نظر امام سلام‌الله عليه هستند.

2. آن‌ها که اوقاتشان به دو بخش تقسيم مي‌شود، بخشي سرگرم دنيا در آن‌ حال آخرت را فراموش مي‌کنند بخش ديگر آن اوقات است که توفيق الهي شامل حالشان شده توجه بيشتر مي‌يابند و از صرف دقت در دنياخواهي و دنيا پرستي پشيمان گناه مي‌شوند. تنها در چنين حالي است که از خدا مي‌خواهند که آن چه ما را از راه اطاعت و عبادت باز مي‌دارد از ما دور کن و از آفاتش مصون بدار.

3. هدف اصلي شان در زندگي آخرت بود. اين‌ها به ضرورت گفته شد که به فعاليت‌هاي دنيوي مي‌پردازند تنها رفع نيازهاي دنيوي گاه با سهولت و کمترين معونه حاصل مي‌شود و گاه کار به پيچ و خم مي‌افتد که وقت و توجه زيادي را مي‌طلبد. آن‌ها هميشه مي‌خواهند از او که گرفتاري‌هاي زائد را از سر راه خداوند بردارد و به قدر ضرورت به تدبير امور دنيا پردازند. اوج اين حالت در اين فراز از دعاي عرفه آمده که «اِلهي اغْنِني بِتَدبيرِکَ عَنْ تَدبيري»[7] خدایا مرا به تدبیرت از تدبیرم بی نیاز کن!

4. .هدفشان تنها جلب رضاي خداست حتي حور و قصور هم براي آن ها اصالت ندارد. نه‌تنها عبادات را براي خداوند انجام مي‌دهند که در کارهاي دنيوي‌شان جلوه‌هاي الهي را تماشا مي‌کنند. ولي چون در اين عالم ماده و امتحان زيست مي‌کنند نگران اين هستند که اين معرفت و توجه از ايشان سلب شود و مشغول به هر غير اوئي شوند. و اشتغالات ضروري امور دنيا حجابي براي مشاهده تجلیات الهي شود. اين است که از عمق دل و با سوز و گداز هر چه بيشتر به درگاه الهي تضرع مي‌کنند که ما را از هر آن چه به خود مشغول کند حفظ بفرما به گونه‌اي که به هيچ چيز جز رضاي تو نينديشيم و جز مظاهر جمال و جلال تو را نبينيم. بيان حضرت امام سجاد4 به اين مورد نيز به عنوان عالي‌ترين مصداق ناظر است.

 

حاصل بحث:

بس از ذکر دعای صلوات امام بار دیگر مبادرت به درخواست دیگری فرموده‌اند که «وَ اكْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الِاهْتِمَامُ بِهِ،» ... خدایا! آن چه موجب دل مشغولی من است از سر راه من بردار. موانع فکری و قلبی، انسان را از اندیشیدن به مسؤلیت‌های خود در قبال خداوند باز می‌دارد. تهیه وسایل زندگی، تجملات، مشکلات و ... موجب می‌شوند که انسان نتواند به وظایف ضروری که بر عهدة اوست فکر کند.

برطرف ساختن نیازهای ضروری انسان یک تکلیف الهی است، و انجام تکلیف برای رضای خدا عبادت است، و عبادت در رسیدن انسان به کمال مؤثر است. ولی آیا هر فردی که درصدد تحصیل روزی بر می‌آید، تنها به انجام واجب اکتفا می‌کند و آن را تنها به نیت اطاعت از خدا انجام می‌دهد؟ کسی که ازدواج می‌کند فقط برای رضای خدا همسر اختیار می‌کند و به لوازم آن پایبند می‌شود؟ یا نه، او به دل خواه خود به این جانب و آن جانب عنایت می ورزد؟ آیا این‌ها دل مشغولی برای او به وجود نمی‌آورند و مانع عبادت و توجه او به خدا نمی‌شوند؟ و آیا همة فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مؤمنی که قدم در وادی مسايل اجتماعی و سیاسی می‌گذارد برای خداست؟ کسانی که در وادی اجتماع و سیاست وارد می‌شوند، اگر امور اجتماعی و سیاسی موجب دل مشغولی آنان شود، فراغتی پیدا نمی‌کنند تا با خدا راز و نیاز کنند و به او توجهی نمایند؛ چه رسد به این‌که بخواهند همه نیروهای خود را صرف عبادت کنند. پس باید برای علاج این مشکل، از خدا خواست تا نیازهای ما را تأمین نمایند و یا ما را موفق بدارد تا به سادگی این نیازها را برطرف سازیم، به‌گونه ای که ما را از انجام وظایف بندگی و توجه به خدا و انجام عبادت خالصانه باز ندارند.

 

------------------------------------------------------------------------

[1]امام سجاد، صحیفه کامله سجادیه، فرازی از دعاء مکارم الاخلاق.

[2] سوره مبارکه محمد، آيه شريفه 36.

[3]. سوره مبارکه حدید، آيه شريفه 20.

[4]. سوره مبارکه عنکبوت، آيه شريفه 64.

[5]. سوره مبارکه توبه، آيه شريفه 102.

[6]. سوره مبارکه اعلی، آيه شريفه 17.

[7]. شيخ عباس قمي،کليات  مفاتيح الجنان، فرازي از دعاي عرفه.

  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir