کتاب «نظم» استاد آقاتهرانی تجدید چاپ شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

پیام | بمناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

قم | قرائت دعای ندبه و سخنرانی

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

خاطرات
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۵/۰۷/۱۷ | ۷:۴۲
  • کد :۱۱۳۰۵
«یاران شیدای حسین»، حاصل دلتنگی‌های روضه‌خوانی بود در آمریکا
روایت استاد آقاتهرانی از انگیزه و چگونگی نگارش کتاب «یاران شیدای حسین بن علی علیه‌السلام» و ویژگی‌های خاص این اثر برجسته...

«یاران شیدای حسین»، حاصل دلتنگی‌های روضه‌خوانی بود در آمریکا

«یاران شیدای حسین»، حاصل دلتنگی‌های روضه‌خوانی بود در آمریکا

«یاران شیدای حسین»، حاصل دلتنگی‌های روضه‌خوانی بود در آمریکا


زمانی که ما می‌خواستیم که به خارج از کشور برویم، خدا حضرت آیت‌الله بهجت را بیامرزد، ایشان توصیه و اصرار به توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام، به خصوص امام حسین علیه‌السلام، در زمان گرفتاری و غیرگرفتاری داشتند. ما داخل کشور که بودیم به مناسبت‌ها و بهانه‌های مختلف روضه‌خوانی داشتیم. اما زمانی که به خارج از کشور رفتیم، دیگر اوضاع فرق می‌کرد.

هفته‌ای یک روز با دوستان که از اعضای انجمن اسلامی ایران بودند، دعای کمیل داشتیم. اما بنده مقید بودم که نباید به این مقدار اکتفا کرد. زمانی هم که خدمت حضرت آقا (رهبر معظم انقلاب) رفته بودیم، نصیحت کردند که: «هرچه کار خوب می‌کردید، دو برابر کنید. سرزمین، سرزمین کفر و شرک است، لذا انسان باید ارتباطش را دو برابر کند.» این نصیحت در خاطر ما بود. دوره‌ی کانادا سه سال و نیم بود و بعد از اتمام آن به آمریکا رفتیم. زمانی که به آمریکا آمدم، مسئولیتم بیشتر شد. یعنی علاوه بر درس و بحث که باید انجام می‌دادیم، موسسه را هم باید اداره می‌کردیم. برای موسسه باید برنامه‌ای می‌گذاشتیم و خودم هم باید بسیار در آن فعال می‌بودم. اما آن‌زمان خیلی دلم می‌گرفت.

کاری که سال‌های قبل انجام می‌دادم این بود که هر زمان برای تبلیغ می‌رفتم، هر بار یکی از کتاب‌های مقتل را با خودم می‌بردم. به عنوان مثال یک بار لهوف، یک بار مقتل مرحوم مقرّم، یک بار مقتل حاج شیخ عباس قمی و یک بار هم ارشاد مرحوم مفید را می‌بردم. به هر صورت، هر دفعه یک کتاب مقتل را می‌بردم تا از تمام کتاب‌ها گفته باشم؛ ضمناً برای خودم هم تنوع داشته باشد. در هر سفر تبلیغی، مطالبی را که می‌خواستم بگویم، فیش‌برداری می‌کردم. در آمریکا دلم خیلی می‌گرفت و هیچ چاره‌ای هم نبود. برای رفع این دل‌تنگی، چیزی که به ذهنم آمد این بود که می‌توانم مطلبی درباره‌ی امام حسین علیه‌السلام بنویسم.

مصمم شدم تا این کار را انجام بدهم. ولی دیدم که هرچه قدر که بخواهم در مورد امام حسین علیه‌السلام بنویسم، باز هم کم است و هر چه که بنویسم باز هم نمی‌توانم او را معرفی کنم. چرا که امام را امام می‌تواند معرفی کند نه من. اما نمی‌توانستم چیزی ننویسم. هر طور بود می‌خواستم راجع به حضرت چیزی بنویسم. به ذهنم رسید که شاید بهتر باشد در مورد یاران حضرت بنویسم. بالاخره یاران امام به ما نزدیک‌ترند، تا امامان معصوم به ما؛ آن‌ها بسیار از ما دورند. در یاران امام همه قشر آدم دیده می‌شود. در میان آن‌ها پیرمرد هست، جوان، کوچک و بزرگ هست. در نتیجه می‌توانند برای بسیاری الگو باشند. امام هم که می‌فرمایند: «ما رَأَیتُ اَصحاباً اَبَرَّ وَ اَوفی مِن اَصحابی؛ نیکوکارتر و وفادارتر از یاران خودم نمی‌بینم.» پس یاران ایشان می‌توانند به عنوان بهترین الگو برای ما باشند. این شد که شروع کردم به نوشتن کتاب «یاران شیدای حسین»، که بعداً هم کتاب خوبی شد الحمدلله.

تقریباً تمام مطالب آن را در آمریکا جمع‌آوری کردم و زمانی که به ایران آمدم، دوستان کتاب را با نام «یاران شیدای حسین بن علی علیه‌السلام» چاپ کردند. تلاش کردم برای نوشتن این کتاب همه‌ی منابع را ببینم و حتی گاهی از اوقات که یک منبع نسبت به منبع دیگر ناقص است، تکمیل کنم. البته کتاب اولیه بزرگ‌تر از این بود. بعد از این‌که بعضی دوستان دیدند، بعضی قسمت‌هایش را حذف کردند. چرا که به ایشان گفته بودم که دقت کنند که اسناد مطالب محکم و حرف‌ها قوی باشد. بعضی از دوستان که تاریخ‌دان بودند، مثل حاج‌آقا جواد سلیمانی که از شاگردان بنده نیز بود و برای دوره‌ی تربیت مربی آمده بود و در آن دوره شرکت کرده بود، از ایشان خواستم تا این کتاب را نگاه کند. دقیق نمی‌دانم، ولی فکر می‌کنم که تا بیش از ده دوره چاپ شده است.

یکی از کارهایی که در نگارش این کتاب توجه داشتم این بود که اگر برادر یا خواهری می‌خواهد آن را بخواند، بتوانند قسمت‌های عربی مقتل را همانند آن‌چه که در متن آمده است، داشته باشند. لذا مقید بودم که اعراب‌گذاری کنم تا آن را غلط نخوانند. زمانی که می‌دیدم شخصی غلط می‌خواند حیفم می‌آمد و می‌گفتم شاید به این دلیل است که اعراب‌گذاری ندارد و اگر اعراب آن را درست کنیم، ایشان هم بتوانند درست از روی آن بخوانند.

کار دیگری هم که در این کتاب شده است این است که ضمن هر بحث و در پایان آن، یک استفاده‌ی اخلاقی و تربیتی هم در آن هست. در مورد هر کدام از اصحاب یا گاهی اوقات به هر مناسبت، بحثی مطرح می‌شود که از آن نتیجه‌ی عملی گرفته شود. این‌ها به این دلیل بود که کتاب تنها کتاب تاریخی نباشد و یک کتاب تربیتی هم باشد؛ کتابی تاریخی با قدری تحلیل، که بیشتر خاصیت تربیتی داشته باشد.

در قسمت پایانی کتاب که در مورد شخص حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و شهادت ایشان می‌باشد، گاهی اوقات اتفاق افتاده است که ده شب آن را بردم برای مجالس تا از روی آن برای مردم بخوانم، اما نتوانستم. مطالب بسیار ناراحت‌کننده است. حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام بسیار با عظمت است.


منبع : استاد مرتضی آقاتهرانی
  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir