یادداشتی اصلاحی بر بیان رئیس جمهور محترم دکتر شیخ حسن روحانی

این قبیل اشتباهات خواه خواسته و یا ناخواسته باید اصلاح شود و تکرار نگردد، چه این که اسلام هدف غائی نظام ما و برایند عمل به شریعت، قانون و مقررات بوده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلامیت نظام ما:
تردیدی نیست که این نهضت انقلابی ما بر بستر خون هزاران شهید والا مقام و فعالیت های صادقانه ملت عزیز استوار گشته و «جمهوری اسلامی» نامیده شده است. دو رکن ولایت الهیه و مردمی بودن آن، برترین نوع حاکمیت اسلامی را رقم زده است. واژه «اسلام» و اسلامیت نظام از دیرباز مورد توجه همگان و از جمله بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (اعلی الله مقامه) و مقام عظمای ولایت (زید عزّه العالی) بوده و هست. جالب است که در بیانات امام عزیز واژه «اسلام» به خاطر اهمیت ویژه اش تنها 31500 بار در «صحیفه نور» تکرار شده است.[1]

آیا اصرار امام (ره) در بکارگیری واژه «اسلام» دلیل اهمیت به سزای آن نیست؟ شنیده ام روزگاری آقای بازرگان گفته بود: «امام ایران را برای اسلام می خواهد، ولی من اسلام را برای ایران می خواهم.»[2] در هر حال، این دو دیدگاه متمایز، بر گرفته از دو مبنای فکری است.

اما سخنانی که از آقای رئیس جمهور محترم در این روزها در همایش فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی نقل شده، تعجب آورتر است، که ایشان برای ترغیب مستمعین آن همایش به «قانون مداری» که کلمه حقی است، رابطه قانون و اسلام را این گونه بیان داشته اند: «پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمی تواند بگوید که چون این را خداوند گفته و یا روایتی است که پیغمبر فرموده است، خود را مسؤل اجرای اسلام بداند. بی خود، خود را به مخمصه نیندازیم و مردم را گرفتار نکنیم، وظیفه پلیس اجرای قانون است.»[3] در این سخن؛ قانون با اسلام و یا خداوند و پیامبر و روایت بی ارتباط دیده شده و یا بین آن ها ارتباطی متباین دیده شده است، تا آن جا که به این نتیجه رسیده اند که «اسلام را نادیده بگیرید! تا که به مخمصه نیفتید.» عجب آن جا است که اسلام را عامل دردسر و مخمصه دانسته اند. پس «پلیس موظف به اجرای اسلام نیست.» آیا این دیدگاه عجیب، لیبرالیستی و سکولاریستی نیست؟

به جا است اشاره ای به کلام گویای مقام معظّم رهبری (دام ظلّه) داشته باشیم که فردای آن همایش به همان فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی ایراد فرمودند. در آن سخن حضرت ایشان درباره وظیفه ناجا این گونه فرمودند: «کار شما… خدمت به جمهوری اسلامی است، خدمت به اسلام است، نصرت اسلام است… کار شما جزو کارهایی است که حقیقتا می تواند نصرت اسلام باشد، نصرت دین باشد…»[4] آن بزرگوار برایند رفتاری ناجا را نیز این گونه ترسیم فرمودند: «نیروی انتظامی… مظهر حاکمیت جمهوری اسلامی است… نیروی انتظامی نماینده حاکمیت اسلامی است، نماینده نظام جمهوری اسلامی است.»[5]

باید بگویم این قبیل اشتباهات خواه خواسته و یا ناخواسته باید اصلاح شود و تکرار نگردد، چه این که اسلام هدف غائی نظام ما و برایند عمل به شریعت، قانون و مقررات بوده و این ها همه از طریق آیات و روایات و عقل به دست آمده که ابزاری برای نیل به آن هدف مقدس (اسلام) می باشد. نه این که این واژه ها با یکدیگر تخالف، تعاند و یا تزاحمی داشته باشند، که قانونمندی از طریق مخالفت با اسلام حاصل آید.

چون طرح قبول و ردّ این نظریه ساده تر از سطح علمی یک مرد درس خوانده حوزوی است، چه رسد به آقای ریاست جمهوری ما! جا دارد که در آخر از سر «خیرخواهی»، «هم دلی» و «هم زبانی» توجه دهم که مبادا با طرح این مطالب ضعیف و بی مایه به دائره رد گم کردن و یا ایجاد نوعی جنگ روانی افتیم تا که اذهان مردم را از طرح موضوعاتی چون: «مطالبات رهبری»، «اقتصاد مقاومتی»، «مطالبه معیشت مردم»، «بحث ملی هسته ای»، «طرح پیشرفت علم و اقتصاد درون زا»، «همه چیز را سیاسی نکردن»، «به وعده ها عمل کردن» و… به مسائل جزئی و باور نکردنی مشغول داریم، و مبادا به دین یک نگاه ابزاری داشته باشیم که این زیبنده مسؤلین محترم این نظام اسلامی نبوده و نیست.

و السّلام علی من اتّبع الهدی

——————————————

1. سید روح الله خمینی، صحیفه نور، تهران.

2. عبدالله گنجی، افق بصیرت؛ بازرگان، تهران: ص 11، ش 15، بهمن، 93.

3. روزنامه کیهان، یک شنبه، 6/2/1394، ص 3، ش 21044.

[4]. سید علی خامنه ای، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیه الله العظمی سیّد علی خامنه ای (مدّ ظلّه العالی)، دیدار با فرماندهان و مدیران ناجا، تهران: 6/2/1394.

[5]. سید علی خامنه ای، دیدار همزمان با بیستمین همایش سراسری فرماندهان ناجا، تهران: 6/2/1394.